النا کوچولوی مامان وباباالنا کوچولوی مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

ژیگولیا مثل من و مامان و بابا

خوشبختی یعنی ....

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم.... جان دلم ؛ النایم وقتی اگاهانه صدایمان میزنی باباجون و مامانی  وقتی منو میبینی یه مکث ناز میکنی یه لبخند خوشگل...من فدای دندونات بشم...و میگی ماما؛ صدای تو زیباترین ملودی که تا حالا شنیدم...ظریف...ارام...خوش اهنگ وای که نمیدونی چه حسی دارم...میخواستم مطمئن بشم منو صدا میزنی... شدم ...جون گرفتم...عاشقتر از پیشت شدم چرا اینقدر وابسته ی بودنت شدم...؟!حتی وقتی خوابی...دلتنگت میشم هربار صدام میزنی.... نمیدونی چه میکنی بامن...یه هیجان توصیف نشدنی...مثل وقتی ترن هوایی سوار میشم... نمیدونم این هیجان همیشگیه؟؟ کاشکی باشه ... اشتیاق تو برای...
3 شهريور 1393

دوسالگیت مبارک عزیزم

هورا هورا هورا ........... النا جونم تولدت مبارک النای نازنین دختر شیرین ودوست داشتنی .کوچولوی مهربون با اومدنت زندگیمون رو که خیلی قشنگ بود قشنگ وشیرینتر کردی تولدت مبارک مامانی خیلی دوستت دارم نمیدونی وقتی بغلت میکنم بوست میکنم اون لحظه با تمام وجودم خداروشکر میکنم که تو رو به من داد وای که چه حس خوبیه النا جونم یه سال بزرگتر شدی اینو کاملا تو رفتارت هم میشه دیدامسال تولدت رو خیلی دوست داشتی از اول تا آخر داشتی میرقصیدی شیطون بلا دل همه رو بردی من نمیدونم این رقصا رو از کجا یاد گرفتی عشقم امسال تولد رو خونه عزیز جون گرفتیم یه خورده مهمونامون هم بیشتر بودن دایی رضایینا وخاله بنفشه ونوید هم امسال مه...
3 شهريور 1393
1